
مي گويند بعضي از مردم شب ها در وادي غبار آلود ذهن هايشان به سير در روياها مي پردازند اما کساني که با چشمان باز به مشاهده روياها مي پردازند مي توانند کارهايي را عملي کنند که در رويا به آن فکر کرده اند و دنيا را دگرگون کنند.
از همان ابتداي تولد با جنجال و هياهوي مداومي روبروييم که حواس ما را بي وقفه عرصه تاخت و تاز و هجوم خود مي کند. حتي در خواب نيز از حملات اين هياهو در امان نيستيم. اين قيل و قال چنان پيله هزار تويي پيرامون ما مي تند که حس شنوايي ما را از کار مي اندازد و حتي آنگاه که حرکتي نداريم همچنان صداي اين قيل و قال است که مي شنويم و نه سکوت.
هم به هنگام خوشبختي و هم در اضطراب و افسردگي در جستجوي آرامش و صلح هستيم اما براي رسيدن به چنين صلحي دست به دامان فعاليت تب آلود ذهن مي شويم که تلاشي عبث و بيهوده است.
خواننده عزيز خوب دقت کن :
داشتن دو دست و يک دهان و دو چشم انتخاب تو نبوده است .
والدين تو نيز نقشي در طرح پيکر تو نداشته اند .
ولي اگر نيک بنگري همه چيز جفت آفريده شده است .
نخست چشم ها ـ حفره هاي بيني ـ گوشها ـ نيمکره چپ و راست مغز ـ دست چپ و دست راست و پاها بطن راست و چپ در قلب اما درست در مرکز صورت شما عضوي قرار دارد که منفرد و تنهاست:
دهان و زبان
از اين يگانگي مي توان به پيامي خاص رسيد :
1- بايد دو بار ديد تا يک بار سخن گفت.
2- بايد دو بار انديشيد و دوبار شنيد تا يکبار دهان گشود.
3- بايد دو بار کار کرد تا يک بار حرف زد.
4- بايد دو بار نفس کشيد تا يک بار سخن گفت.